تبليغاتX
خداوند خالق وبلـاگ
خداوند خالق وبلـاگ


ايران، خاك بي‌پناه من

ايران، خاك بي‌پناه من، كوس رسوايي جويي كه از معدن‌هاي طلا به راه افتاده است، همه‌جا بلند است. همه‌جا، با جوان‌هايي كه خاك تو پرورده است. همان‌ها كه در خون غلتند اين روزها. وطن اي وطن، زهري است جاري از حلاوت قدرت‌دوستان، و گويا رنگ همه‌چيز تغيير كرده است اين روزها. اين روزها هركه را مي‌بيني، گوشه‌اي، كنجي خود را به خواب سپرده است. هركس گوشه‌ي امني جسته است و در خواب، چه روياها كه نمي‌بيند. رويايي‌ترين آرامي‌ها و زيباترين لحظه‌ها. اما بي‌خبر است از آن‌سويي كه لگد‌مال بي‌گناهان است. نمي‌خواهند ببينند كه همه‌چيز آن‌گونه كه گفته‌اند، نيست. آن‌گونه نمي‌‌ماند. گويي دروغ‌ها را فراموش كرده‌اند. باورشان نمي‌شود كه سرشان زير برف است و بر تن امپراتور جامه‌اي نيست. گويي نيستند آنان‌كه خود را به خواب زده‌اند. شب سياهي مي‌زند بر خانه‌هاي سوگوار، اما موسي در خواب نيست. گرچه روي آب است خانه‌اش اما گويا به مقصد مي‌رساند او را، او. برمي‌خيزد موسي روزي، از همين خاك كه هيچ خشك جوانه نمانده است. موسي روزي، صدا در خواهد داد و ايلش را خواهد خواند. دستش بر پيشاني و سر اما با فرياد دادخواهي. روزي هست با موسي تا قومش را از گدار پرخروشي نيل گذر دهد. روزي هست تا همين نزديك كه گل‌ها سر بر خواهند كرد از دامان تو. و سبز خواهي گشت، و سبز خواهي ماند تا موسي ببالد و قومش. اي خاك، اي وطن، دست نامردان و خائنان را كوتاه كن از خاك، از ايمان، از شور و سرسبزي و طراوتشان. اي خاك، اي وطن، امروز، روز مضايقه از نان نيست. امروز روز در محاق شدن انسانيت و اخلاق است. وطن اي وطن، مخواه كه كسي از كسان در خواب غفلت بماند. چه اين‌كه بسياري را از خود پرسش از چند و چون نيست و چه فرقشان با سنگ، كه از او چشمه‌ها جوشد و از اينان، نه صدا و سخن. وطن اي وطن، امروز تنهاتر از هميشه اي چه اين‌كه ديگر نه چون دوردست تاريخ، كه نه مثل هيچ‌گاه، برادرانمان سكوت كرده‌اند و كلاه محكم گرفته‌اند مبادا باد، كه نه مانند هيچ‌چيز، از دستشان بربايد و خود تن به باد سپرده‌اند. روزهاي غريبي است اي خاك، آن‌ها كه پرورديشان، سكوت پيشه كرده‌اند. مباد انسانیتی بر كسي كه فرياد دادخواهي انسانی را بشنود و ساكت بماند. مباد. ايران، خاك بي‌پناه من.



+     [  امیر  ] 



درباره وبلاگ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند...


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


آرشیو موضوعی
طنز اجتماعی
طنز سیاسی
شعر طنز
خزعبلـات
نطنز
همه بخوانند
مطالب متوافت
اجتماعی


پیوندها
سید ابراهیم نبوی
رویا خانوم صدر
هادی خان خلیل پور
علیرضا خان رضایی
نگاشته های یک غارنشیـ ن
بی بی مهـتاب پـارسی
شیخ امیر نیویورکی
دخـتـر آتـیش پاره
وبلـاگ یک دانشجوی برق
لبـخند مـهتاب
شیطان بزرگ بارگاه
عشق پاییزی
او مثل هیچ کس نیست
جـزيـرة الـفیقول
طنز نبشته های کلپاسه
وب نوشته های محرمانه یک دختر
طنز نوشتـه های الـهام
ابریشم خیال
در کوچه های شاعری
دوباره ترنم
الهامات شیخ عیسی ابوزید
گوسفندستان
داریم میریم استرالیا
دست نوشته های مامان بزرگ
گل آقا
پابرهنه بر خت
هفتان
رادیو زمانه
بالـاترین
روز آن لـاین
رادیو فردا
ایرانیان
نقطه ته خط
اخبار روز
نو فیلتر


پیوندهای روزانه
با حاج محسن رفیقدوست بیشتر آشنا شویم
انتشار روزنامه آریان به جای شرق
نظارت، نظارت... حمایتت می کنیم!
پارادوکس استصوابی!
چشم انداز بیست ساله‌‌ی وبلاگستان!
رو دوغ بخور که می حرامت کردند!
دانلود خاطرات دلبركان غمگين من، به همراه عكس وشماره تلفن دلبركان
مقابله با لجستیک برفی دشمن،از زبان یک مقام مسئول
القائات اسکیزوفرنیایی و مجله زنان
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
دعوت نامه
من هستم...
آرزو میکنم...
شرح در متن
امروز...
ذکره الاحوال
نصف شب
تهیه طرح عدم کفایت احمدی‌نژاد از راه‌کارهای پیش روی نمایندگان است
...
من یه قهرمانم...








Powered by WebGozar