محمود جان
سلام، امید است که حالات و احوالاتت خوب باشد و دماغت چاق. امروز نامه ای نوشتم
خیلی خودمانی تا هم ازدواجت را تبریک گفته باشم و هم حال و احوالت را جویا
شوم.
محمود جان
شنیده ام که با هاله حرفت شده و طلاقش داده ای، تازه گیها با امید میپری. پدر سوخته همجنس
باز شده ای؟ ولی دمت گرم بعضی وقت ها کارهایی میکنی که به عقل جن و انس هم نمیرسد.
راستی خبردار شدم زیر دستی هایت قرار است سالن های سینما را زنانه مردانه کنند (مثل
حمام های قدیم) یادت هست؟ من زمانی که بچه تر بودم چند دفه رفته ام. منظره ی جالبی
نداشت (مردان بد هیبت و پشمالو با چشمای قرمز و ترسناک). البته شنیدم خیلی ها
انتقاد کردند و ساز مخالف میزنند، تو به دل نگیر اینها عقلشان نمیرسد، اگر از فواید
اینگونه طرح ها چیزی میدانستند مخالفت که نمی کردند هیچ، دستت را هم میبوسیدند.
حالا که
تو با یک حرکت نمادین همجنس بازی ( (gayرا در ایران رسمیت
بخشیدی و بعد از آن هم قرار است فاطمه رجبی با همان هاله یا ریحانه (less) ازدواج کند ، سالن
های سینما میتواند بستر مناسبی برای گسترش ازداج همجنس گراها باشد. و دیگر نیاز
نیست همجنس بازان عزیز از صبح تا شب در چت روم ها به دنبال کیس مناسب برای ازدواج
باشند.
محمود
عزیزم در این روز های مبارک و فرخنده و عزیز و فراموش نشدنی و شاید تکرار نشدنی که
به یوم ا... معروفند و خداوند در قرآن بارها و بارها فرا رسیدن چنین روزهایی را به
ایرانیان قرن بیستم نوید داده بود، خیلی احساس غرور میکنم. از 29 سال پیش که اسلام
ناب خمینی و شرکاء وارد ایران شد و حکومت منحوس پهلوی را چپ کرد، صدای آزادی به گوش
میرسید.
مردم
غافلند که این همه نعمت از برکات این انقلاب است، والا در کدام یک از این کشورهای
دنیا رئیس جمهورش شخصن همجنس باز میشود تا این سنت نیک و حسنه را در بین مردمش رواج
دهد؟ وای بر مردمانی که نفهمند و کور کورانه قضاوت کنند.
اگر در
علم و صنعت و ورزش و غیره هیچ پوخی نشدیم، از برکات همین انقلاب اسلامیست که درحال
حاضر این همه همجنس باز داریم.
خلاصه
اینکه محمودجان بی صبرانه منتظرم تا ازدواج خودت با امید را رسمن اعلام کنی و یک
روز بزرگ و تاریخی دیگر را در تقویم این مملکت رقم بزنی.
دوست دار همیشگی تو ، کسی که میخواهد سر به تنت نباشد.
