تبليغاتX
خداوند خالق وبلـاگ
خداوند خالق وبلـاگ


آرزو میکنم...

اول از همه برایت آرزو میکنم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد،
و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید...
اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

 

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار...
برخی نادوست و برخی دوستدار...
که دست کم یکی در میانشان بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین‌گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی...
نه کم و نه زیاد...درست به اندازه!
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند،
که دست کن یکی از آنها اعتراضش به حق باشد...
تا که زیاده به خود غره نشوی.

 

و نیز آرزومندم مفید فایده باشی، نه خیلی غیر ضروری...
تا در لحظات سخت، وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگاه دارد.

 

همچنین برایت آرزومندم صبور باشی،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند...
چون این کار ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند...
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.

 

و امیدوارم اگر جوان هستی،
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی...
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمایی اصرار نورزی،
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی...
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.

 

امیدوارم سگی را نوازش کنی، به پرنده‌ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی،
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد...
چرا که به این طریق،‌ احساس زیبایی خواهی یافت...
به رایگان...

 

امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی...
هرچند خرده بوده باشد...
و با روییدنش همراه شوی،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

 

به علاوه امیدوارم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی...
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی:
«این مال من است»،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!

 

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی،
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی،
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید...

 

اگر همه‌ی اینها که گفتم، برایت فراهم شد،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم...



+     [  امیر  ] 



...

نفس کشیدن خوب است
شبیه نقاشی کشیدن می ماند
شاید به همین خاطر است که وقتی نقاشی می کشم راحت تر نفس کشیدنم می آید
امروز مداد لای انگشتانم بود و کاغذ سفید زیرش می رقصید
حالی دارد اینکه آدم چشمانش را ببندد و معاشقه مداد عاشق را با کاغذ نبیند
من فکر می کنم همه عاشق ها مثل مداد می مانند
بعضی هاشان چیزهای خوشگل می کشند و بعضی هاشان فقط خط خطی می کنند
دوست داشتم مداد بودم بعضی وقت ها
از آن مداد ها که هم چیز خوشگل می کشند و هم شاعرند
امروز تمامش بعد از ظهر بود
ناهار صبحانه داشتیم
چای هم بود
کاش تو هم بود
امروز به این فکر می کردم که تو چه می تواند باشد
توی یک فیلم دیدم دو تا آدم هی به هم می گفتند : تو را دوست دارم .
اینکه آدم کسی را دوست داشته باشد و بگوید خیلی خوب است
شبیه قلقلک خفیف می ماند
خوش به حال تو که همه دوستش دارند
خیلی خوب بود اگر خدا به جای اینکه من را من کند من را تو می کرد
آنوقت همه من را دوست داشتند
نه …. خدا گوشم را گاز گرفت
حسودی کار خوبی نیست
همان تو هر کی که هست تو باشد بهتر است خب من هم تو را دوست دارم از این به بعد
حتما تو خوب است که همه دوستش دارند
حالا نمی دانم اینکه آدم کسی را دوست دارد یعنی چه ؟
ولی مدت هاست که حس می کنم تمام دوست داشتن هایم توی یک جایی از بدنم قلنبه شده است
….

امروز توی خوابم یک گاو می گفت : مااااااااا
یک گوسفند می گفت : مععععععن
ولی من مدام می گفتم : تو,
و یک خر داشت به هر سه ما می خندید
از خر جماعت از این بیشتر نباید توقع داشت

ساعت می تیکد, ساعت می تاکد
دستانم زیر چانه , دارم فکر می کنم مثلا , خیر سرم با این فکریدنم
آدم وقتی سرش بخارد انگشت هست برای خاراندن
آدم وقتی توی سرش بخارد چکار کند؟
من مدتی هست که توی سرم می خارد
دوست داشتم سرم را مثل هندوانه بقاچم و دانه های سیاهش را بریزم توی باغچه
کلافه ام .. خدایا این دوست چیست که اینقدر من دارمش ؟
پس کجاست …
….
آسمان ابری مثل رختخواب بچه ها می ماند
آدم نمی داند خشک است یا خیس
ولی نگاهش که می کنی احساس نرمی به آدم دست می دهد
شبیه همان احساسی که آدم وقتی تو را دوست دارد آن طوری می شود
آدم دوست دارد خودش را توی این نرمی رها کند
خوابم گرفته باز
خواب از وقتی فهمیده من در آغوش کشیده شدن را دوست دارم محکم می کشدم در آغوشش
آغوش خواب گرم است
مثل آغوش باران
مثل …

پی نوشت : به باران دلخوشی؟ ... گفتم ببارد! ...      

 تولدت مبارک



+     [  امیر  ] 



درباره وبلاگ
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند...


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


آرشیو موضوعی
طنز اجتماعی
طنز سیاسی
شعر طنز
خزعبلـات
نطنز
همه بخوانند
مطالب متوافت
اجتماعی


پیوندها
سید ابراهیم نبوی
رویا خانوم صدر
هادی خان خلیل پور
علیرضا خان رضایی
نگاشته های یک غارنشیـ ن
بی بی مهـتاب پـارسی
شیخ امیر نیویورکی
دخـتـر آتـیش پاره
وبلـاگ یک دانشجوی برق
لبـخند مـهتاب
شیطان بزرگ بارگاه
عشق پاییزی
او مثل هیچ کس نیست
جـزيـرة الـفیقول
طنز نبشته های کلپاسه
وب نوشته های محرمانه یک دختر
طنز نوشتـه های الـهام
ابریشم خیال
در کوچه های شاعری
دوباره ترنم
الهامات شیخ عیسی ابوزید
گوسفندستان
داریم میریم استرالیا
دست نوشته های مامان بزرگ
گل آقا
پابرهنه بر خت
هفتان
رادیو زمانه
بالـاترین
روز آن لـاین
رادیو فردا
ایرانیان
نقطه ته خط
اخبار روز
نو فیلتر


پیوندهای روزانه
با حاج محسن رفیقدوست بیشتر آشنا شویم
انتشار روزنامه آریان به جای شرق
نظارت، نظارت... حمایتت می کنیم!
پارادوکس استصوابی!
چشم انداز بیست ساله‌‌ی وبلاگستان!
رو دوغ بخور که می حرامت کردند!
دانلود خاطرات دلبركان غمگين من، به همراه عكس وشماره تلفن دلبركان
مقابله با لجستیک برفی دشمن،از زبان یک مقام مسئول
القائات اسکیزوفرنیایی و مجله زنان
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
دعوت نامه
من هستم...
آرزو میکنم...
شرح در متن
امروز...
ذکره الاحوال
نصف شب
تهیه طرح عدم کفایت احمدی‌نژاد از راه‌کارهای پیش روی نمایندگان است
...
من یه قهرمانم...








Powered by WebGozar