از سرعت خود بکاهید!
29 بهمن مصادف با سپندارمزگان جشن باستانی عشق بر عاشقان ایران زمین و تمامی پارسی گویان گرامی باد.
پی نوشت :
1- این جمله زیر عکس سرقتی بود. از اینجا
2- ایشالا هر کی هرکیو دوسش داره بهش برسه
3- این اولین باری بود که پست مناسبی گذاشتم
4- همین تا فردا شب!
پاینده ایـــــران آریـــــایـــــی

وقتی بگندد نمک !
جنگ - سال ۱۳۶۱ - اسرای ایرانی در عراق - یک اسیر ایرانی پسرکی ۱۴ ساله است که حاضر به گفتگو با خبرنگار زن فرانسوی نمیشود و فقط بشرطی به او نگاه میکند که با حجاب باشد - زن مجبور به رعایت حجاب میشود - خبر مثل صاعقه در تمام دنیا میپیچد - تلویزیون جمهوری اسلامی هزاران هزار دفعه او را نشان میدهد - آن پسرک ۱۴ ساله تبدیل به اسطوره و سمبلی میشود مثل حسین فهمیده که به شستشوی مغزی مرسوم آنروزها نازنین پیکرش را زیر تانک می اندازد - اسم او علیرضا رحیمی است - اکنون ۳۹ سال دارد - و امروز صلاحیت او برای کاندیداتوری نمایندگی مجلس رد شد - همان اسطوره - همان سمبل - به همین راحتی - نمیگویم صلاحیت نمایندگی مجلس را داشت - هرگز - ولی چون میدانم و میدانیم که امروز معیار با صلاحیت بودن چیست دلم میسوزد ...
علیرضا رحیمی در ستاد انتخابات کشور :
علیرضا رحیمی ( ع . ر ) .................... مسئول ثبت نام ( م . ث )
(ع . ر ) : سلام
( م . ث ) : بگو
( ع. ر ) : من علیرضا رحیمی هستم
( م . ث ) : خوشبختم منم بابای حسن مطرب هستم ! بگو !
( ع. ر ) : من برای ثبت نام اومدم
( م . ث ) : چشم داری ؟
( ع. ر ) : بله چشم دارم
( م . ث ) : سواد چی ؟
( ع. ر ) : بله سواد هم دارم
( م . ث ) : پس خری نمی فهمی اینجا نوشته ثبت نام داوطلبین یعنی چی ؟!
( ع. ر ) : ببخشید متوجه نشدم
( م . ث ) : ولی اسمت آشناست ها
( ع. ر ) : من همان بسیجی ۱۴ ساله هستم که ...
( م . ث ) : آهان اون خبرنگار فرانسویه ... یادم افتاد ... راست راستی بهش نگاه نکردی ؟
( ع. ر ) : نه
( م . ث ) : یواشکی هم دید نزدی ؟
( ع. ر ) : نه
( م . ث ) : اسیر شده بودی یا ناتوانی جنسی داشتی ؟!
( ع. ر ) : ..... ( خجالت میکشد ) .....
( م . ث ) : واقعاْ گفتی برو روسری سرت کن ؟
( ع. ر ) : بله
( م . ث ) : اون چی گفت ؟
( ع. ر ) : چیزی نگفت رفت روسری سرش کرد
( م . ث ) : بعد تو چی گفتی ؟
( ع. ر ) : گفتم مرگ بر صدام
( م . ث ) : اون چی گفت ؟
( ع. ر ) : گفت تو با این سنت برای چی اومدی جنگ ؟
( م . ث ) : تو چی گفتی ؟
( ع. ر ) : گفتم امام دستور داده
( م . ث ) : خاک بر سرت ! اون چی گفت ؟
( ع. ر ) : گفت هرچی امام بگه همونه ؟
( م . ث ) : تو چی گفتی ؟
( ع. ر ) : گفتم همونه
( م . ث ) : دوباره خاک بر سرت ! خب حالا اومدی اینجا میگی چیکارت کنم ؟
( ع. ر ) : می خوام کاندید مجلس بشم
( م . ث ) : میخوام کاندید مجلس نشی ! اصلاْ صلاحیت داری ؟
( ع. ر ) : نمیدونم خواستم از شما بپرسم
( م . ث ) : مگه من شورای نگهبانم قرمصاق ؟ مدارکتو بده بفرستم واسه تعیین صلاحیت
( ع. ر ) : چه مدارکی باید بدم ؟
تمام جیباتو خالی کن رو میز پای این کاغذ ها رو هم سه بار انگشت بزن برو اون گوشه مفاتیح بخون وقتی تموم شد هرّی !
یک هفته بعد همانجا ...
( ع. ر ) : سلام من همون ...
( م . ث ) : تو همون خواجهه هستی بگو !
( ع. ر ) : میخواستم بدونم صلاحیتم واسه چی رد شده
( م . ث ) : حتماْ قبلاْ وزیر بودی !
( ع. ر ) : نه
( م . ث ) : دوره های قبل نماینده مجلس بودی
( ع. ر ) : نه نبودم
( م . ث ) : روزنامه میخوندی
( ع. ر ) : من سی ساله روزنامه نخوندم
( م . ث ) : پس لابد وبلاگ می نویسی
( ع. ر ) : نه آقا اصلاْ وبلاگ چی هست ؟
( م . ث ) : آهان ... بعد از جنگ خاطره نوشتی
( ع. ر ) : نخیر ننوشتم
( م . ث ) : لابد گفتن برو دانشجوها رو کتک بزن گفتی اینا بچه های خودمونن نزدی
( ع. ر ) : نه اتفاقاْ این یه کار رو اون اوائل کردم !
( م . ث ) : وقتی میری مستراح اول پای چپتو میذاری تو یا راست ؟!
( ع. ر ) : فکر کنم راست !
( م . ث ) : سه شیش تا ؟!
( ع. ر ) : هیجده تا
( م . ث ) : تو راست راستکی به زنه نگاه نکردی ؟
( ع. ر ) : نه نگاه نکردم
( م . ث ) : ای بابا ! آقا جان تو که نه وزیر بودی نه نماینده بودی نه روزنامه خوندی نه چیزی نوشتی بچه های
مردم رو هم که کتک زدی مستراح هم که میری خواجه هم که هستی میخوای صلاحیتت تأئید هم بشه ؟! نه آخه خودت بگو ... چه گرفتاری شدیم ها ... من اصلاْ ول میکنم میرم بنزین میفروشم ! این چه بساطیه ... یکی میاد میگه نوه امامم این یکی میگه من قبلاْ چهارده سالم بوده فردا یکی دیگه میاد میگه من خود امامم پس فردا هم لابد امام زمان میاد میگه این وسط صلاحیت ما رو چرا رد کردن ... ما رفتیم آقا ...
نتیجه : این آهنگ soldier boy کریس دی برگ رو همین الآن بذارید گوش بدید ...
لینک از وبلـاگ نه طنز " علیرضا خان رضایی "
پاینده ایـــــران آریـــــایـــــی

زنده باد سید حسن نصرا... و شرکا
امروز داشتم تلویزیون می دیدم
تا اینکه به شبکه خبـــر رسیدم
چشمم به جمال آ سید حسن افتاد
گفتم به به چه اتفاق مبارکی رخ داد
بد جوری عصبانی بود آقا نصر ا...
دور تا دورش جمع بودن امت حزب ا...
داد می زد و ترور عمادو محکوم کرد
گفت ای جماعت اسرائیلو باید نابود کرد
گفتش تو که شیطان کوچکی بد بخت
اون بزرگه دمش رو ورداشت رفت
من و این ملت تو رو نابودت میکنم
میخ اسلامو تووی چشات فرو میکنیم
ای ملت غیور لبنان بگوش باشید
یه وقت گول غربیا رو نخوریدو خر بشید
اگه می خوای زیر پرچم حزب ا... بمونی
باید داد بزنی و این شعارو با من بخونی
ای اسرائیل پدر سوخته، تو رو میکشم
با تمام وجودم به هیکلت میشاشم
تو و اون آمریکای جنایتکار
باید محو بشید از رو نقشه ، ای خیانتکار
خون مردم بدبخت رو توو شیشه کردید
با بمب اتم میجنگید ، فکر میکنید خیلی مردید ؟
منم اون سید حسن نصر ا...
رهبر عالم و فقید حزب ا...
خلاصه آقا سید حسن قاط زد و فرمود
من خودم با کمک ایران میکنمت نابود
تا که هست پشت سرم آ سید علی
میرم امریکارم میگیرم تو که سهلی
پشت سر آقا صد تا خبرنگار و دوربین
دارن فیلم میگیرن، محبوبیتو ببین
توی کل دنیا داره زنده پخش میشه
گوینده خبر میگه هیچی ازش سانسور نمیشه
داخل کشور ایران هم، محمود مشنگ
ترور رو محکوم کرد خوب و قشنگ
منوچ متکی و دیگر برادران و خواهران
حمایت کردند از فلسطین مظلوم و لبنان
قرار بود چند روزی عزای عمومی باشه
تا بلکم روح اون شهید بزرگ از ما راضی بشه
طی یک اعلامیه از طرف نیروی سپاه
گفته بخشیده نخواهد شد این گناه
ما همه از یه پوست و گوشت و استخونیم
نامردیم اگه انتقام برادر عمادمونو نگیریم
پرچم اسرائیل و امریکا رو آتیش زدند
برای نابودیشون با تمام وجود داد زدند
چند میلیلردی پول و چند صد تا موشک
فرستاند برا حزب ا... لای لاحافو تشک
آقا دیگه بیشتر از این سرتونو درد نمیارم
خیلی چرت و پرت گفتم ، از بس که بیکارم
پی نوشت :
1- چند روزه طبع شعرمون گل کرده خفن
2- به قول شاعر : تو که شاپسری... بله خانوم دختری... بله میگی لیسانس داری ... بله الگانس داری... بله خیلی خوشگلی؟ ... بله آخره مدلی؟... بله میخوای لندن بری؟... بله واسه موندن بری ... بله میخوای بری توو فضا ... بله بشی رئیس ناسا... بله .... و الی آخر
3- یاد فیلم مکس افتادم... تو دیدی؟
4- همین تا فردا شب...
پاینده ایـــــران آریـــــایـــــی

مناظره من و پیر رهنما
دوش پرسیدم ز پیر رهنما " مهواره " چیست ؟
گو که این جسم مقدس در کجاها هست و نیست
ماهواره جسم دارد یا که خواب است و خیال
این مطاع نو قدم بهر چه می آید بکار ؟
گفت ای جوینده اسرار و معنای فضا
ناکسان را نیست ره در پهنه علم هوا
در دل محمود باشد در جهان علم فضا
او بـود سلطان و عالم در علوم ماوراء
یاری و امداد از غیبش رسد
هر دمی طرحی به مغزش میرسد
خود کفا گردد وطن با همت والای او
نیست در دنیا کسی اینگونه احمق مثل او
دوستان هر کدوم مایل هستند چند بیتی این شعر رو ادامه بدن...
پی نوشت :
1- تو نیکی میکن و در دجله انداز خودم شیرجه میزنم و میگیرمش
2- قطره چکان به زبان ایتالیایی : میچلونی میچکونه!
3- عسل بانو عسل گیسو عسل چشم .... بی وفایی بسه دیگه
4- آرزوی من این است... آرزوی تو چیه ؟
5- همین تا فردا شب!
پاینده ایـــــران آریـــــایـــــی

مناظره دل و دیده
سخنان دل به دیده :
بحث است میال دیده و دل
بشنو سخنان این دو عامل
دل گفت به دیده ای خردمند
تا کی بکشانی ام تو در بند؟
صد بار گنه نهی تو بر دل
در خون کشی ام چو مرع بسمل
ای دیده بمن تو پاسبانی
پرهیز نما ز بدگمانی
در این قفسی که من فتادم
جز دوست رهی به کس ندادم
اما به نگاه تو همه شاد
دلها همه دسته دسته آزاد
دیدی تو تمام ماهرویان
زیبایی نقش و صورت جان
بدنام نموده ای تو دل را
بر آب مریز خاک و گل را
گفتم ز تو بارها حکایت
با قاضی و کردم این شکایت
یا حکم دهد تو را ببندند
یا بر دل ریش من بخندند
جواب دیده به دل :
چون دیده شنید این سخن را
بگشود زبان خویشتن را
گفتا که ایا دل رمیده
ای در همه عمر کس ندیده
من دیده ام آنچه را که خواهی
در سیر ز ماه تا به ماهی
دیدم همه صنعت خدا را
هم پادشهان و هم گدا را
هم ماه رخان خوب و زیبا
یاران پریوش و فریبا
من دیده ام و به کس نگفتم
دری به زبان خود نسفتم
اما تو ندیده مایل استی
ناخورده شراب یار مستی
ای گم شده در هوای شیطان
از بوالهوسی تویی پریشان
آدم چو اسیر نفس گردید
آن میوه منع گشته را چید
ای دل تو مکن زبان درازی
کم کن تو مرا شریک بازی
بر دام هوس کشیده پایت
ای سنگدل این بود سزایت
پی نوشت :
1- بابا ما دیگه کی هستیم!
2- آره تو همونی که میخوام... آره همونیم که تو میخوای ... حالا که همه چی جوره جوره.... زود باش بگو باهام می یای ... تو همونی که با یه نگاش ... میخوام بشم عاشق چشاش ... کسی بخواد تورو بگیره ... اونو میشونم سر جاش ... اونو میشونم سر جاش...
3- همین!

ملت همیشه صحنه دار ایران اسلـامی!
به کوری چشم حسودان و عنودان و دشمنان و کافران و منافقان انقلاب و اسلام و امام زمان، انقلاب اسلامی ما بیست و نه سال ش تمام شد. انقلابی که انفجار نور بود و با آمدنش سراسر خیر و برکت و پیشرفت و آزادی و رفاه و آسایش و امنیت را برای تمام مردم ایران اسلامی و حتی کشورهای دیگر جهان از جمله (فلسطین.لبنان.سوریه.افغانستان.پاکستان.روسیه.هند.چین.ترکیه و غیره)به همراه داشت.
29 سال پیش مردمی که خوشی و راحتی زیر دلشان زده بود به خیابان ها ریختند و شعر دادندو زدند و کشتند و بردند و غارت کردند و شهید دادند و مرگ بر شاه گفتند و اعلامیه پخش کردند و دیو را بیرون کردند و فرشته را از چاه جمکران درش آوردند. تا به حق مسلم خود برسند که رسیدند. و تووی دهن آن دولت و آمریکا زندند و سخنرانی ها کردند و اعدام کردند و مخالفان را سرکوب.
امروز هم ملت همیشه صحنه دار ایران جوشان و خروشان یک بار دیگر صحنه آفریدند و به خیابان آمدند و پدر شیطان بزرگ و کوچک را در آوردند و با رهبر و اکبر و اصغر و محمود تجدید بیعت کردند و گفتند تا خون در رگ ماست خر شما هستیم. احمدی نژاد هم جو گیر شد و گفت : من به پشتیبانی شما ملت املت درست میدکنم ( آن هم از نوع دسته دار )
شبکه خبر : گزارشگر از مردم میپرسید : ایران یعنی... مردم جواب میدادند:
ایران یعنی ...مقاومت. اتحاد. انسجام . فلسطین. حزب ا... . رهبر . انرژی هسته ای . انتخابات . حوزه علمیه . سپاه و بسیج ...
امروز حضور میلیاردی مردم در راهپیمایی 22 بهمن مشت محکمی بود بر دهان امریکا و اسرائیل و انگلیس و من ، تا دیگر حرف مفت نزنند و نزنم و سرجایشان بتمرگند و بتمرگم و بهراسند از عذاب الهی و بهراسم. و ببینند این مردم غیور چگونه از انقلاب اسلامیشان دفاع میکنند و توی این سرما که سگ از خانه اش بیرون نمی آید به خیابان ها میریزند و شعار میدهند و محکوم میکنند و توی دلشان به جد و آباد احمدی نژاد فحش سکسی میدهند.
به گزارش خبرگزاری المنار : به احتمال زیاد فردا در کشورهای ( عربستان.قطر.کویت.بحرین.امارات.یمن) 22 بهمن باشد و برادران و خواهران مان در این کشورها فردا به دفاع و پشتیبانی از انقلاب اسلامی ایران به خیابان ها خواهند ریخت و شعار ( لا شرقی لا غربی فقط خلیج العربی ) سرخواهند داد. و بعد از آن هم احمدی نژاد کلی ذوق مرگ میشود و به اتفاق همسرش ( امید ) به کشورهای منطقه سفر میکند و کلی از عرب ها تشکر میکند و در کنفرانس خلیج عرب هم شرکت میکند و بعد از ان به سوریه میرود و چند میلیارد دلاری از حساب ملت همیشه در صحنه به سوریه کمک بلاعوض میکند.
فلسطین و لبنان هم که پاره تن ما هستند ( برادران و خواهران تنی ) جای خود دارند. آنها هم مثل مردم غیور و همیشه در صحنه، دهه فجر را جشن گرفتند و کلی و موشک و خمپاره فرستاند رفت هوا و ایران هم اصلن به آنها موشک نداد و تکذیب کرد.
امریکا : بعد از دیدن تصاویری از ملت همیشه در صحنه از 900 شبکه ماهواری جهان به خود لرزید و خود را در معرض نابودی دید و فل فور در رسانه هایش گفت که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند ما نوکر رهبر و محمود هم هستیم ما سگ کی باشیم. در همین راستا قرار است طی یک حرکت نمادین نام بزرگ ترین میدان شهر نیویورک را به نام میدان امام تغییر دهند.
اسرائیل : بعد از دیدن تصاویر رو به نابودی رفت آن هم به صورت کاملن محسوس ، پزشکان سرعت پیشروی نابودی را به نسبت سال های گذشته بسیار سریع تر دانستند و گفتند اگر به همین صورت پیش برود 3457180 تا مرگ بر اسرائیل دیگر باعث نابودی کامل اسرائیل و محو شدن از صحنه روزگار میگردد. بنا به گفته منابع غیر رسمی اسرائیل با شنیدن این خبر از سوی پزشکان متخصص تصمیم گرفت با تمام قوا به نوار غزه حمله کند تا قبل از اینکه خودش نابود شود تا آنجا که میتواند فلسطینی بکشد.
پی نوشت :
1- ما میگیم شاه نمیخوایم نخست وزیر عوض میشه
ما میگیم خر نمیخوایم پالون خر عوض میشه
2- دوستان زین پس این وبلاگ هر شب آپ دیت میشه، پس زحمت اومدن و خوندنش با خودتون
3- خیلی چیزا میخواستم توی پی نوشتام بنویسم ولی یادم رفت
4- آخی خدا ، چقد تو گنده ای ...

نامه ای به محمود احمدی نژاد عزیزم (3)
محمود جان
سلام، امید است که حالات و احوالاتت خوب باشد و دماغت چاق. امروز نامه ای نوشتم
خیلی خودمانی تا هم ازدواجت را تبریک گفته باشم و هم حال و احوالت را جویا
شوم.
محمود جان
شنیده ام که با هاله حرفت شده و طلاقش داده ای، تازه گیها با امید میپری. پدر سوخته همجنس
باز شده ای؟ ولی دمت گرم بعضی وقت ها کارهایی میکنی که به عقل جن و انس هم نمیرسد.
راستی خبردار شدم زیر دستی هایت قرار است سالن های سینما را زنانه مردانه کنند (مثل
حمام های قدیم) یادت هست؟ من زمانی که بچه تر بودم چند دفه رفته ام. منظره ی جالبی
نداشت (مردان بد هیبت و پشمالو با چشمای قرمز و ترسناک). البته شنیدم خیلی ها
انتقاد کردند و ساز مخالف میزنند، تو به دل نگیر اینها عقلشان نمیرسد، اگر از فواید
اینگونه طرح ها چیزی میدانستند مخالفت که نمی کردند هیچ، دستت را هم میبوسیدند.
حالا که
تو با یک حرکت نمادین همجنس بازی ( (gayرا در ایران رسمیت
بخشیدی و بعد از آن هم قرار است فاطمه رجبی با همان هاله یا ریحانه (less) ازدواج کند ، سالن
های سینما میتواند بستر مناسبی برای گسترش ازداج همجنس گراها باشد. و دیگر نیاز
نیست همجنس بازان عزیز از صبح تا شب در چت روم ها به دنبال کیس مناسب برای ازدواج
باشند.
محمود
عزیزم در این روز های مبارک و فرخنده و عزیز و فراموش نشدنی و شاید تکرار نشدنی که
به یوم ا... معروفند و خداوند در قرآن بارها و بارها فرا رسیدن چنین روزهایی را به
ایرانیان قرن بیستم نوید داده بود، خیلی احساس غرور میکنم. از 29 سال پیش که اسلام
ناب خمینی و شرکاء وارد ایران شد و حکومت منحوس پهلوی را چپ کرد، صدای آزادی به گوش
میرسید.
مردم
غافلند که این همه نعمت از برکات این انقلاب است، والا در کدام یک از این کشورهای
دنیا رئیس جمهورش شخصن همجنس باز میشود تا این سنت نیک و حسنه را در بین مردمش رواج
دهد؟ وای بر مردمانی که نفهمند و کور کورانه قضاوت کنند.
اگر در
علم و صنعت و ورزش و غیره هیچ پوخی نشدیم، از برکات همین انقلاب اسلامیست که درحال
حاضر این همه همجنس باز داریم.
خلاصه
اینکه محمودجان بی صبرانه منتظرم تا ازدواج خودت با امید را رسمن اعلام کنی و یک
روز بزرگ و تاریخی دیگر را در تقویم این مملکت رقم بزنی.
دوست دار
همیشگی تو ، کسی که میخواهد سر به تنت نباشد.

کله پاچه . سیراب شیردون!!
این بچه حالش خیلی خرابه. احتمالن چند روزی هست كه خون به مغزش نرسيده و بد از دستم شكاره. شكار نباش خوشتيپ من. ميبيني كه امشب اومدم تا پستت كنم بري و چنتا خوش تيپ تر از خودت، هجوم بيارن كه فلاني بالاخره يه حركتي كرد. ولي از اين خبرا نيست قشنگ. عريضه بد فرم خاليه و قوطي عطاريمون، پر ديازپام و ترامادول شده خوشتيپ. عجالتن اين ترامادول رو داشته باش تا بازديد بره بالا و موتوراي جستجو بتركونن. خب تقصير من چيه. مخاطب پي عشقولانه و سکس و سواريخ و نشئه جاته. هر نويسندهي دست به چيزي هم مجبوره تحت فشاري كه بهش وارد ميشده، از چيزايي بگه كه الان مشغولياتش نيستن. فكر نكن وقتي كسي مينويسه، همزمان بهش فكر هم ميكنه. برعكسه اون چيزي كه ميگن و شنيدي، آدم دوتا كارو همزمان و درست نميتونه انجام بده. كما اينكه تو مستراح ملاحظه فرموديد، يكي بند مياد و يكي ديگه مياد و همينطور تا تهش در بياد. پروندشو بستم. غل غلش خوابيده. حسش نيست. ميگيري دلبند؟ اينو نذار به حساب بي وفايي. نامردي. لباس نو و كهنهي بازار و اينا و اينا. دلم برات تنگ رفته بود. می دونی که ؟مهربان. ما که رسوای جهانیم، این یکیم روش.
نشستم و فکر میکنم چی باید بنویسم.خواهرم میگه درباره ی فواید سیراب شیردون بنویس.چون خیلی بدش میاد.من میگم سیرابی فقط یه اسمه. خواهرم میگه خب این سیر آبی چه جور ماهیی هست؟!؟!؟جوابشو نمیدم.شاید هنوز خودمم نفهمیدم که این سیرابی چی هست!فقط می دونم قصدم این بوده که یه چیز با نمک بنویسم.این اسم هم به خاطر بانمک بودنش به ذهنم رسید.یه اسم با بویی که چه دوسش داشته باشی چه ازش متنفر باشی هیچوقت از یادت نمیره.
یه نیگا میکنم به اطرافم تا یه چیز با نمک پیدا کنم.به فکرم میرسه که چه دنیای مزخرفی هیچی برای خنده انگار نیست.هیچی نیست واسه وقتایی که دلت گرفته.نه یه لوله بازکن نه یه سیفون.تا بکشی و همه چی بلعیده بشه توی حافظه ی تاریخ!واسه همینه که اینهمه دل پر هست.نسل آب حوض کش ها هم که ورافتاده!! یا سیرابی خودت به دادم برس!!! -تا حالا رفتی کله پزی؟ -خب؟ -دیدی چه با حرص دارن کله می خورن؟ -خب؟ -خب نداره ایرانیا عاشق کله ن!خودم چنتاشو سراغ دارم.اینقد زر می زنن که مغزت میاد تو دهنت و مشاعرت رو از دست میدی! من کیم ؟ اینجا کجاس؟؟؟
یه کله پزی بزرگتر هم داریم.جایی که کله های هممونو می پزن.جایی که هر روز کلی اتفاق می افته و خیلی ها خوشحالن که مغزشونو ریختن تو فرغون و افتخار میکنن که نمی فهمن.بی خیالش نریم تو سیاست بریم تو تونل رسالت!!شنیدم توش پست امدادی داره.واسه اونایی که وقتی اعداد و ارقام هپل هپو رو میشنون و سکته می کنن.۱۳ میلیارد کجا ۶۰ میلیارد کجا!جون مادرتون فقط بگید چه جوری خرجش کردید؟؟؟؟ اقتصاد پویا تر از این؟هنوز مامان غصه می خوره واسه سکه هاش که فردای فروختنشون کلی گرون شد. یا این همه وام که دارن میدن و معلوم نیست از کجا و با چه تضمینی؟این همه نقدینگی بلایی به سر این مملکت میاره که مغولا و اسکندر نیاوردن.
مسئله تاریخی شد.می دونم آخرش باید مثل جواتا از همه ی اتفاقاتی که دور و برم می افته بگم و یا چهار تا عکس و اهنگ بذارم. بی خیالش. اتحاد وبلاگی رو عشقه.
پی نوشت :
1- خره میدونی من چقد دوستت دارم؟؟؟
2- صد نامه فرستادم ، صد راه نشان دادم
یا نامه نمی خوانی ، یا راه نمی دانی
گر نامه نمی خوانی ، خود نام تورا خوانم
گر راه نمی دانی ، در پنجه ی ره دانی
باز آ که در آن مجلس قدر تو نداند کس
با سنگدلان منشین خود گوهر این کانی
3- آره دلبند...
4- راستی تو از کله پاچه بدت میاد؟؟؟
5- ولیتایمم که نزدیکه و ملت در تکاپوی خرید عروسک و شکلات برای دلبرکانشون هستند ما هم در حال چپاندن عروسک های ریز و درشت با قیمت های کزایی به خلق ا... . باشد که مورد عنایت پروردگار قرار گیرد. ( آمین )
6- فروشگاه های زنجیره ای Toy Landدر چند شهر بزرگ کشور آماده ی ارائه ی عروسک به دوستان ولیتایمی میباشد. ( با مدیریت خودم )
7- همین!

زبان پدر مادری من!
هر وقت که من با یکی از اعضای خانواده م داریم حرف میزنیم اگه یه غریبه بین ما باشه اولین سوالی که میپرسه اینه : ببخشید شما به چه زبونی حرف میزنید؟
این سوال رو شاید تا الان 1000 نفر شاید هم بیشتر از من یا از خانواده م پرسیدن. امروز تصمیم گرفت کمی دز این مورد براتون توضیح بدم تا دیگه شما این سوال رو از من نپرسید. زبان من زبان پهلوی باستانه. زبانی که در زمان قبل از حکومت ساسانیان ساکنان فلات مرکزی ایران ( اصفهان نیز جزئی از آن بوده ) صحبت میکردند و یک زبان کاملن اصیل ایرانیه. این گویش به تدریج از قرن یازدهم هجری به بعد تحت تاثیر زبان و خط فارسی قرار گرفته و تغییر یافته است ولی در حال حاضر ، گویش مزبور یک گویش قدیمی و اصیل ایرانی محسوب می گردد و از نظر کتابت بدون خط و از الفبای فارسی و عربی و اعراب آنها استفاده می نموده و میکند و به علت تشابهاتی که در بعضی لغات و کلمات و واژه ها با گویش زبان آلمانی و بعضی نواحی اروپا و حتی یونان داشته است ، مورد تحقیق و بررسی متخصصین و فرهنگ شناسان آلمانی نظیر( ویلهلم ایسلر ) قرار گرفته بطوری که نامبرده کتابی در رابطه با آن و ساختار این گویش به زبان آلمانی منتشر نموده است . در حال حاضر کمتر از 30000 نفر در ایران به این زبان مسلط هستند که تقریبن همگی به صورت پراکنده در اصفهان زندگی میکنند. عده ای هم سال ها قبل از انقلاب از ایران مهاجرت کردند و رفتند. جالب اینکه تمام کسانی که به این زبان صحبت میکنند یه جورایی زنجیر وار با هم نسبت دارن. مثل من و امیر فدایی که ظاهرن فقط با هم همسایه بودیم و بچه محل ولی یه کمی که وارد جزئیان شدیم با هم فامیل دراومدیم. اگه فرصت باشه یه لغت نامه از زبان خودم و فارسی امروزی آماده میکنم و میذارم تووی وبلاگ.همین .
پی نوشت :
1- جدیدن مرض آپ دیت کردن گرفتم.
2- نمی دونم چرا نظرات خصوصیم از نظرات عمومیم بیشتره، دوستانی که کامنت خصوصی میذارن و همش از بنده تعریف میکنن لطفن عمومی بگن تا بقیه هم بدونن من چقد آدمه مهمی هستم.
3- من متعلق به همه توونم.
4- بنا به دلایلی امسال قراره سال اتحاد ملی و انسجام وبلاگی نام گذاری بشه.
5- حالم خوب نیست خون به مغزم نمی رسه.

من – بابام – پیاز
دیشب در حال نگارش مطلبی بودم که یه دفه احساس گرسنگی شدیدی بهم دست داد. آخه 2 روز بود هیچی نخورده بودم. پا شدم رفتم تووی آشپزخونه ، دیدم ماهیتابه روی گازه ، در ش رو باز کردم کباب ماهیتابه ای بود ، دست پخت بابام. آخه مادر گرام چند روزی هست که کسالت دارن، دست به سیاه و سفید نمی زنن، خواهر بزرگوارمونم در مسافرت بسر می برن، برای همین کل امورات منزل، اعم از پخت و پز ، شستو شو ، رفت و روب و غیره وذالک به گردن بابای عزیز افتاده. حالا جای شکرش باقیه بچه کوچیک نداریم والا بنده خدا با 50 سال سن باید میرفت سر تشت بشینه کهنه بچه بشوره.
خلاصه بابای ما عادت داره هر وقت هرچی می پزه پیاز هم توش بریزه، غذای دیشب هم یکی 2 کیلو پیاز توش بود ، گفتم این پدر سوخته معلوم نیست پیاز رو با گوشت پخته یا گوشت رو با پیاز. توی همین فکرو خیالات بودم که یاد عمه هام افتادم. بنده 6 تا عمه دارم که ماشااله یکی از یکی کدبانو تر ...
عمه فری : معروف ترین آشپز توی 6 تا خواهر، متخصص در تولید غذاهای عجیب و غریب. فقط یه ایراد کوچولو داره که هرچی درست میکنه سیب زمینی میریزه توش. یادمه پارسال که خونشون بودیم شله زرد درست کرده بود چندتا سیب زمینی هم خلال کرده بود داخلش. میگه سیب زمینی بخاطر نشاسته ش آدم رو سیرش میکنه.
عمه اشرف : ایشونم آشپز خوبیه ، فقط ریخت و پاش تووی کارش خیلی زیاده، تا اونجایی که شوهر بدبختش یه دفه ور شکست شد و رفت زندان و یک سالی آب خنک خورد. بنده خدا از بس فشار بهش اومده یه مو تووی کله ش دیگه نمونده، کلاه گیس میذاره.این یکی عمه جان ما هر غذایی که درست میکنه آب زیاد میریزه توش. مثلن وقتی ماکارونی میاره سر سفره چند تا کاسه آبش رو هم میاره ( مثل آبگوشت ).
عمه سیما : در عمرش دست به سیاه وسفید نزده ، فقط تا حالا چند دفه شوهر کرده هر کدوم از شوهراش بعد از یه مدتی بنا به دلایل نامعلومی سقط شدن.( فوت کردند ) این شوهر آخری ( آقا رضا ) تا حالاش که خوب دوام آورده اونم به خاط اینکه کاراته کا هستش ( دان 5 و 6 باید باشه ). البته بیچاره خیلی نحیف ولاغر شده ولی جای شکرش باقیه که زنده س . ( میگن این عمه م جوونیاش خیلی خوشگل بوده ، خیلی هم شیطون )
عمه پروین : فرزند اول خانواده نمونه کامل از یک زن خانه دار و فداکار ، فقط نمی دونم من چرا احساس میکنم از مامان بزرگم ( مادرش ) بزرگتره. بچه که بودم از شوهرش میترسیدم، آخه چشاش آبی بود مثل چشای گربه برق میزد خیلی ترسناک، برای همینم هست که زیاد ازش اطلاعاتی ندارم. چون جرات نمی کردم هیچ وقت برم خونه شون.
عمه فرنگیس : میشه گفت مهربون ترین عمه م ایشونه ، متخصص در پخت 3 نوع برنج توی یک قابلمه ( زیرش ته دیگ ، وسطش کته ، روش خام ) و مرغ سوخاری. بچه نداره، یعنی بچه دار نمیشده، چند دفه از شیرخوارگاه بچه آورد تا 12، 13 سالگی بزرگشون کرد بعد یه دفه پدر مادر بچه هه پیداشون میشد و بچه رو پس میگرفتند.
عمه فرح : 2 جین بچه داره. هیچ وقت غذای سرد نمیاره سر سفره حتی صبحانه اگه کره و خامه و عسل باشه اول گرمش میکنه بعدن میاره. تنها کاری که خوب بلده ماهواره نگا کردنه ، از صب تا شب کارش همینه ، 12 ساله پیش تا الان ماهواره دارن و عاشق برنامه های نوری زاده و کشتی کجه. تووی کانالای خارجی هم دنباله مدلای جدید دندون مصنوعی میگرده . یک کلکسیون بزرگ هم از دندون مصنوعی داره.
پی نوشت :
1- آدم چقدر باید پست باشه که بابای خودش رو سوژه کنه تا بقیه بهش بخندند.
2- به جای عکس بالا خواستم عکس ببم جان ( بابام ) رو بذارم که در حال غذا پختن بود ولی نذاشت ازش عکس بگیرم ، گفتم صورتت رو شطرنجی میکنم ولی قبول نکرد.
3- عمه بابایم کجاست. عمه بابایم کجاست.
4- همین!

حی علی الفضا!
همچنان تمام جهان حیرت زده از اختراع ماهواره بدست توانمند لشکر اسلام بوده و گزارشها حاکی از اینست که مردم دنیا از دیروز تابحال دارند به آسمان نگاه میکنند بلکه خدا قسمت کرد و ماهواره امید ما را دیدند ! درحالیکه طی ساعات گذشته انتقادات تندی بدلیل مشخص نبودن محل سایت پرتاب موشک از جمهوری اسلامی شده بود گوینده خبر سراسری در ۰.۱۲ ثانیه محل پرتاب را چنین عنوان کرد :
زززززززززز س زززززززززز م زززززززززز ن زززززززززز ا زززززززززز ن !
سید حسن نصر الله که بطور ژنیتیکی علاقه عجیبی به تمام نوارهای کائنات غیر از نوار غزه دارد همچنان در پشت نوار مشتری موضع گرفته و در آنجا یک تابلو نصب شده که رویش نوشته : از اینجا تا مقر سید حسن با موشک فقط یک کورس راهه ! (کرایه ۴۶۲ تومن ... پول خورد هم نداریم لطفاْ بقیه نخواهید !) اسرائیلیها مدعی شده اند که یکی از اجرام آسمانی که اخیراْ به مدد امدادهای غیبی توانسته از جوّ زمین عبور کند و بختتاْ در تل آویو هم بیفتد عمل نکرده و خیلی هم شبیه موشک است . باستان شناسان میگویند روی این موشک به یک خط عجیب غریبی نوشته شده :
IN MOOSHAK MALE IRAN NIST TAKZIB MIKONIM
همچنین در قسمت تحتانی موشک در جائیکه موتور آن قرار دارد نوشته :
حتّی زُرتُم المَقابل ! (یعنی برو زرتی بزن به طرف مقابل !)
رئیس جمهور هم گفته :
به فزل الحی ما طوانثطیم در الم پیشرفط کنیم و ماحواره بفرصطیم فظا !
تلسکوپ هابل هم یک شیء عجیب غریبی را رصد کرده که مثل موشک از وسط سیاره ها لائی کشیده و یک خانم فضانوردی هم دارد دنبالش میدود و میگوید : دزد ... دزد ... آی فضانوردها کیفمو زدن ! رهبری هم بعنوان رهبر فضانوردان جهان گفته : من فضانورد نیستم ولی فلسطینیها را دوست دارم ! همچنین بنا به فتوای ایشان اگر فضانوردان سه فرسخ در سه فرسخ از ماهواره امید دور شده باشند نمازشان شکسته است و باید برای خواندن نماز در فضا ملّق بزنند و سرشان بطرف کره زمین باشد ! وی گفته چون در فضا زن مسلمان برای صیغه کردن پیدا نمیشود فضانوردان مسلمان نباید در هنگام نماز قنوت بخوانند چون احتمال دارد یاد یک چیزی بیفتند و نمازشان فوراْ باطل بشود ! همزمان آیت الله حسنی امام جمعه ارومیه هم گفته مریخیها عین پمپ بنزین های خودمونن ... چیزاشونو میپیچن دور کمرشون میکنن تو گوششون ! آخوندهائی که سید هم هستند و بخاطر رنگ سیاه و سوراخ وسط عمامه شان به سیاه چاله معروفند در بیانیه ای از کلیه فضانوردان معلق در فضا خواسته اند تا با برگزاری راهپیمائی فضائی در مسیر دو دبّ با مشتهای گره کرده بگویند : نه اکبر نه اصغر فقط دبّه رهبر ! آخرین گزارشها حاکیست که روسیه در حال ایجاد یک سپر موشکی در فضاست تا در زیر آن بتواند دوباره هشتاد و یک تن سوخت به ماهواره امید برساند تا وقتی این ماهواره دارد در فضا ویراژ میدهد و مردم هم آسمان را نگاه میکنند گیلان و مازندران را از روی زمین بردارند ! احمدی نژاد هم در سازمان ملل شمسی گفته گردش تمام سیاره ها به دور خورشید افسانه است . وی در ادامه گفته فضا نباید در فضا باشد باید سر سفره مردم باشد ! به همین جهت مردم باید با مراجعه به آدرس اینترنتی زیر اقدام به دریافت کارت سهمیه بندی فضا بکنند :
www.fazanavardi-dolla-dolla-nemishe.shotor
بعضی از فضانوردان مغرض هم با عکس برگردون آدامس بادکنکی روی ماه عکس یکی را چسبانده اند و گفته اند حالا چه وقت خوابه . کپلر هم در قوانینش تجدید نظر کرده و گفته از این به بعد برای محاسبه فاصله سیاره ها از هم اول باید نیت کرد بعد در انتخابات به محمدرضا باهنر رای داد بعد هم اصلاْ محاسبه نمیخواهد هرچی آقا گفت همان را باید در فیزیک هالیدی نوشت . ماهواره امید بشدت در حال فیلمبرداری از مواضع دشمن است ولی نمیدانیم چرا بجای پنتاگون از سواحل هاوائی فیلم گرفته و یک حلقه فیلم سوپر به زمین مخابره کرده . فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم گفته از این به بعد بجای ماهواره بگوئید قمرمانه ! نیروی هوائی هم با اضافه کردن یک صندلی در پشت کابین خلبان در هواپیمای F 5 که امروز از تلویزیون نشان داده شد گفت این هواپیما صد در صد ساخت داخل است و از این به بعد بجای یک نفر دو نفر میتوانند با آن سقوط کنند و قدرتش هم بقدری زیاد است که با آن میتوان ماهواره امید را برد فضا و به جهت ایجاد پارازیت توسط پدیده کسوف جلوی ماهواره هات برد قرار داد !
لینک از وبلـاگ : علیرضا رضایی

گاز کشی به روستا
مژده یاران که به روستایمان گاز آمد
شادمان باش که این گاز به صد ناز آمد
تهنیت گو شده آیات تبارک خوانید
یوسف گم شده از چاه سرافراز آمد
روشنی حکم چراغ است که فرمانداری
همتی کرد که آن دلبر طناز آمد
تا کلنگش به زمین کوفته شد خود دیدم
مرغ پر سوخته از شوق به پرواز آمد
جمع گشتند در این بادیه مردم با شوق
حاصل نـوبر پائیـز ز اهـوار آمـد
انتظار همه امروز سر آمد جانا
مشعل گرم به ده ، از هنر گاز آمد

قرارمون یادت نره!
دو
غزل انتخاباتي از ابولقاسم حالت، چاپ شده در هفتهنامه توفيق در سال هاي 39 و
43 با امضاي "خروس لاري". در هر حال به نظر مي رسه انتخابات در ايران به جاي اينكه
موهبتي باشه معضلي شده عجيب و پيچيده همچون كلاف كامواي ننه بزرگمان و اين رشته سر
دراز دارد.
"دعايت
ميكنم"
از
براي راي هي مدح و ثنايت ميكنم
راي
چون دادي به من ديگر رهايت مي كنم
با
سجل مردههايت چون مرا كردي وكيل
ميخرم
خرما و خير مردههايت ميكنم
جمعي
از چاقوكشان هم حامي من بودهاند
وقت
اگر كردم بدانها آشنايت ميكنم
تا
نپنداري وكالت خودپسندم كرده است
گر
مرا مهمان كني، سر در سرايت ميكنم
چون
تو بهرم جستهاي اين پيشهي پر سود را
پول
ميگيرم از اين راه و دعايت ميكنم
چون
براي خاطر من پاره كردي كفش خويش
گيوهي
ايام فقرم را به پايت ميكنم
دادهاي
يك راي و داري در عوض صد انتظار
من
تعجب راستي از اشتهايت ميكنم
دردها
داري كه از درمان آن ها عاجزم
ليك
گاهي سرقت از پول دوايت ميكنم
تا
تورا مسكين نسازم خود نخواهم شد غني
زين
جهت بايد ببخشي گر گدايت ميكنم
هيچ
نشناسم تو را تا انتخابات دگر
دور
ديگر چون رسد، از نو صدايت ميكنم
توفيق-10/6/39
"شناگر
قابل"
گر
من آيم به سر كار، ندا خواهم كرد
كه
بسي خدمت شايان به شما خواهم كرد
مملكت
را چو گلستان برين خواهم ساخت
زنده
باشيد و ببينيد چهها خواهم كرد
خون
خود در ره خدمت به شما خواهم ريخت
سر
ناقابل خود نيز فدا خواهم كرد
وعده
دادند از اين پيش و نكردند وفا
ليك
من گر بدهم وعده وفا خواهم كرد
پايهي
خود به سركار چو محكم كردم
خدمت
اول به عموم رفقا خواهم كرد
هريكي
را سمت و شغل كلان خواهم داد
همه
را زين جهت از خويش رضا خواهم كرد
خوان
رنگين ز براي همه خواهم گسترد
سوريان
را به سر سفره صدا خواهم كرد
گربهها
را به طريقي زميان خواهم برد
موشها
را سوي انبار رها خواهم كرد
عدهاي
نيز ز اعمالم اگر بد گويند
هريكي
را طرفي پرت و پلا خواهم كرد
نيستم
فكر شنا، چونكه نمييابم آب
آب
چون يافتم البته شنا خواهم كرد
توفيق-
14/3/43
لینک
از وبلـاگ قصه زمستانی

آقای خیلی عزیز
- آقای عزيز ، امكان داره سيگارتونو خاموش كنيد ؟
آقای عزيز نگاهم می كند
از سوراخ های بينی اش ، رشته های دود ، مثل ارواح گريزان از جهنم ، در آسمان كوچك تاكسی ، به پرواز در می آيند
آقای عزيز از من می پرسد :
- ناراحتی ؟
امروز او اولين كسيست كه حالم را می پرسد
فكر می كنم ، به راحتی ها و ناراحتی هايم ، به گربه سياه همسايه كه دو تا از ماهی های حوض را برای توله هايش برد
- ببخشيد ، به بچه گربه چی می گن ؟
با انبوهی از دود جواب می دهد :
- كره خر ...
نمی دانم با من بود يا با بچه های گربه همسايه
سرفه می كنم
- نگفتی ؟ ناراحتی الان ؟
هميشه جواب دادن از سئوال كردن برايم سخت تر بود ، خيلی سخت تر
سرم را به راست و بعد به چپ تكان می دهم
مثل شاگرد مدرسه هايی كه از خيابان خلوتی رد می شوند
دود سيگار شبيه مه غليظ مرداب های وحشتناك كابوس هايم غليظ و غليظ تر می شود
سرفه می كنم و از چشم هايم اشك جاری می شود
آقای عزيز به فيلمی كه از شيشه های تاكسی پخش می شود نگاه می كند
عبور و مرور درخت ها و آدم ها و كلاغ ها
و من شديدا دلم تخمه آفتابگردان می خواهد
نه برای شكستن ، برای مكيدن شوری هايش
حالم از تلخی دود سيگار به هم می خورد
راننده ، بی خيال ، مثل عروسك كوكی ، كارش را می كند
ترمز ، كلاچ درگير ، دنده 1 ، 2 ، 3 و دوباره ترمز
چراغ قرمز ، سبز و زرد و دوباره ....
- آقای عزيز ، ميشه شيشه رو بكشين پايين ؟
آقای عزيز سرش را بر می گرداند و نگاهم می كند
نگاهش مزه كتك می دهد و طعم فحش ، فحش های بد ، فحش های خيلی بد
- تنت می خاره نه؟!
نمی دانم آقای عزيز از كجا حالم را می فهمد و خارش پوستم را هم ؟
تمام تنم می خارد ، از درون و بيرون ، و سرم و درون سوراخ های بينی ام و از همه بيشتر بين انگشت شصت پايم و بغلی اش
امشب می روم حمام ، تمام خارش هايم را سرانگشت های قطره های آب می خاراند ، مهربان و نرم ، مثل مادربزرگ
- شما مادربزرگتون مرده ؟
آقای عزيز دوباره بر می گردد ، سوراخ های بينی اش گشاد تر از حد معمول شده است
و چشم هايش هم همينطور و سرخ تر
- ننه ات مرده مرتيكه ديوث ....
آقای عزيز با دست هايش يقه ام را می گيرد
راننده از يكنواختی اش بيرون می آيد و دست او را از يقه ام می كشد بيرون
صدای راننده را می شنوم :
- ولش كنيد آقای عزيز ، مشكل داره بنده خدا
احساس عريان بودن به من دست می دهد
همه چيز مرا می دانند
آقای عزيز می داند مادرم مرده است و راننده هم می داند كه من مشكل دارم
دست راستم را بين پاهايم می گذارم ، مثل آدم ، آدم بدون حوا
عريان بودن را دوست ندارم ، حتی در حمام ، شايد اگر كسی بداند من با لباس حمام می كند به من بخندد
لباس هايم پوششی برای تنم ، و تنم پوششی برای رازهايم ، رازهايی كه كسی نمی داند ، خدا كند كسی نداند
هر پله كه عريان تر شوم ، خلع سلاح تر می شوم ، می ترسم
آقای عزيز سيگار ديگری را بر لب می گذارد
صدای كشيدن چيزی بر چيزی و بعد جرقه ای و نوری ، خوشم می آيد ، شبيه تولد است
بوی باروت و دوباره ، دود ، غليظ تر از قبل
به اين فكر می كنم كه اگر اين راست باشد كه كسی را كه دوست داری درون دلت منزل می كند ، بيچاره كسی كه درون دل آقای عزيز است
طفلك حتما تا حالا خفه شده است
خيلی بد است ، شيشه دری كه كنار آن نشسته ام دستگيره ندارد
سعی می كنم با دست آن را پايين بكشم
چه تقلای بيهوده ای ، و چه نگاه های خشمناكی از راننده ، كه تلالواش از آينه ، مثل سيلی می خورد توی گونه ام
چيزی درونم می گويد : عادت می كنی
راست می گويد ، من به خيلی چيزهای بد ، و بدتر ، و خيلی بد تر هم عادت کرده است
يادم می آيد توی كتابی خوانده بودم " همزيستی مسالمت آميز "
فكر می كنم همين جوری است
يادم می آيد اوايل كه دروغ می گفتم شب ها خوابم نمی برد و وجدانم سه روز درد می كرد
كم كم عادت كردم ، عادت كردم به دروغ گفتن و بدتر از آن ، به صادقانه دروغ گفتن
دود را می مكم
با نی های بينی ام
بد بو و رخوتناك
درونم نفوذ می كند ،
احساس می كنم عده ای درونم سرفه می كنند
و من پژواك تمام سرفه ها را قورت می دهم
معده ام تعجب می كند
تا به حال همچين چيزی حواله اش نداده بودم
نفس عميق می كشم
آقای عزيز بر می گردد و نگاهم می كند
نگاهش كودكانه است و پر از سئوال
تصميمم را می گيرم
- آقای عزيز ، يه نخ سيگار داريد ؟
سئوال و تمسخر از نگاه راننده می بارد ، از آينه ای كه چشم هايش را درآن قاب گرفته است
آقای عزيز می خندد
رديف دندانهايش شبيه پله های ساختمان قديمی خانه عمه من است
بالا و پايين و بالاتر و پايين تر
- چی شد ؟ تو كه نفست داش بند ميومد ؟
واژه های دود آلود ، مثل اژدها كه خرناس می كشد
يك نخ سيگار سفيد باريك با نيمتنه زرد بين انگشت های آقای عزيز ، روبروی من ، به تعارف
می گيرمش ،
- ممنون
نگاهش می كنم ، مثل آدمی كه هويتش را از دست داده است
صدای كشيدن چيزی بر چيزی می آيد
و تولدی در من به وقوع می پيوندد
جرقه ای و نوری
و دود در دود ..... ،
- همينجا پياده می شم .
راننده نگاهم می كند و می خندد
آقای عزيز می گويد :
- كجا رفيق ، تازه داشتيم با هم حالی می كرديم
نگاهش می كنم و لبخند می زنم
نگاهش طعم عرق و پسته می دهد و شب نشينی
پياده می شوم
با رشته های از دود ، دود های به هم آميخته
پايين تنه زرد سيگار بين لبهايم جا خوش كرده است
آدم چه ساده خو می گيرد ، آدم چه ساده به چيزهايی كه نمی خواهد خو می گيرد
عميق تر پك می زنم
انگار با خودم لج كرده ام
دود ، رقص كنان ، مثل روياهای بی سرانجامم ، به آسمان تاريك شب عروج می كند
كاش دست های مرا هم می گرفت
دور و برم ، همه جا تاريك است
ماشين و راننده و آقای عزيز از من دور می شوند
ومن از خودم دورتر
می روم سمت خانه و پشت سرم دانه دانه دود می كارم
شايد كسی مرا پيدا كند .

تبلیغات در کارهای خیلی بزرگ
- آموزش زبان شوکت : در خواب ببینید زبان انگلیسی را مثل بلبل حرف میزنید ، آن هم برای چند لحظه. فقط کافیست پکیج سی دی ما را خریداری کنید و بعد شب به یک خواب خوش بروید. یک سیستم آموزشی بدجوری پیشرفته، همراه با مخلفات. قیمت مفت، هرچی کرمته.
- انیستیتوی زیبای خوشگلـان : اگر میخواهید صورتی زیبا و جذاب داشته باشید خودتان را به ما بسپارید. طراحی ، ساخت و نصب تمام اعضا و جوارح صورت و بدن. نصب و بازسازی به صورت پیش ساخته، قابل تعویض ، دارای گارانتی و مقاوم در برابر تغییرات ناگهانی دما ، با نصب رایگان. شما فقط یک قدم تا خوشگل شدن فصله دارید. پس عجله کنید.
به مناسبت دهه فجر جراحی دماغ ، لیپوساکشن و پیلینگ با 50% تخفیف.
- مشاورین املـاک فیلی : یک فرصت استثنایی برای خر کردن شما به هوای خانه دار شدن. بدون نیاز به شرایط ویژه ، بدون بهره ، بدون نیاز به مدارک. فقط کافیست پول داشته باشید. زمان تحویل : بزودی
توجه : هزینه رفت و برگشت شما تا مشاور املـاک با ماست ، همراه با کیک و نوشابه.
- سامسونگ : تولید نسل جدید تلفن های همراه. با قابلیت ساپورت 5 سیم کارت به طور همزمان. توانایی انجام تمام خواسته های شما، اعم از خرید نان، گوشت، سبزی، پرکردن گاز پیک نیکی، کندن جای لوله و دست به آب بردن کودکان. 40 گیگ حافظه داخلی ، اطفال ، گوش و حلق و بینی.
- آژانس مسافرتی مارکوپولو : ارائه دهنده کلیه خدمات توریستی و جهانگردی. اخذ ویرا به تمام سوراخ سمبه همای دنیا، پیش فروش بلیط اتوبوس شرکت واحد و مترو، رزرو هتل در ساحل عاج، برگذارکننده تورهای تفریحی، از جمله : تور دریایی ، تور صحرایی ، تور ورزشی ، تور هوایی، تور ماهیگیری و انواع تورهای مختلف پرده و لباس عروس.
- آموزشگاه بازیگری بروس لی : زیر نظر اساتید مجرد، چشم چرون و پیشکسوتان کلـاه برداری. اگر میخواهید سوپر استار شوید، اگر استعداد بازیگری در خود میبینید با ما تماس بگیرید. با شرکت در کلـاس های ما میتوانید در کنار بازیگران بزرگ هالی وود ایفای نقش کنید.
توجه : دختر خانوم های خوشگل و عشق محمد رضا گلزار در اولویت هستند.
- شرکت ایرانسیل : مرحله چهل و دوازدم فروش سیم کارت های اعتباری و ثابت و غیره و ذالک در جشنواره زمستانی این دوره. مزایا به مناسب دهه فجر :
1 – مکالمات شما از 9 صبح تا 10 شب رایگان میباشد
2 – فرستادن اس ام اس با فونت های رنگی و قشنگ مخصوص دختر خانوم ها و آقا پسر ها
3 – مکالمه با تمام نقاط دنیا دقیقه ای 25 ریال از ساعت 24 تا 9 صبح نیم بها
4 – از مشترکانی که در روز بیشتر از 6 ساعت مکالمه داشته باشند هیچ مبلغی کسر نمیگردد.

ایمیل هایی به امام زمان
پانی 19 ساله
***
سلام مهدی جونم ، خوبی عزیزم، شناختی منو؟ پانی ام ، قبلن هم برات ایمیل زده بودم. البته با اون یکی آی دیم ، یادت اومد؟ یک سوال ازت داشتم. چرا تو توو این همه سال فقط با صغری و کبری غیب شدی؟اسم قحطی بود؟ این همه اسم باکلاس، مثلن پانی. نمیشه یه دفه هم با من غیب بشی ؟ آخه خیلی دوست دارم بدونم وقتی آدم غیب میشه چه جوری میشه. راستی این صغری و کبری کی هستن ؟ خوب دیگه بیشتر از این مزاحمت نمیشم . منتظر جوابت هستم. مواظب خودت باش . بای بای.
یک خانم خیلی مذهبی
***
سلام عرض کردم آقای امام زمان" مهدی اردکانی ( ادرکنی ) "خسته نباشید. امیدوارم هرکجا که هستید در سلامتی کامل به سر ببرید. ایمیلی زدم تا جویای حالتان شوم. من از منتظران پر و پا قرص شما هستم. هر روز جمعه ها با دوستان دور هم جمع میشویم و زمان ظهورتان را پیش بینی میکنیم. خیلی دلم میخواست یک بار حضوری با هم صحبت کنیم. خیلی حرفها دارم که برایتان بزنم. نمی شود زودتر ظهور کنید؟ من با دوستانم شرط بسته ام که شما تا پایان دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد می آیید، اگر برایتان مقدور است این کار را بکنید تا من ضایع نشوم. قول میدهم جبران کنم. قربان شما اکرم.
دخترک علاف در اینترنت
***
مهدی؟؟؟؟سلام خوبی؟ معلوم هست کجایی؟؟ الان یک هفته س من هر شب میام نت ولی تو نیستی . چرا؟ منو سرکار گذاشنی ؟ من اون یکی پسره رو ( آرمانو میگم ) به خاطر تو پیچوندم. اونوخت تو اینجوری میکنی؟ قربونش برم گوشیتم که خواب نمیدی ، اس ام اسم که فایده نداره. چت شده تو؟ نکنه عکس منو دیدی نظرت عوض شد؟ والا نمی دونم توو فامیل که همه به خوشگلی من حسادت میکنن. فقط نوک دماغم یکم کجه که اونم گفتم عملس میکنم. مهدی جان تورو خدا بیا...نذار بیشتر از این منتظر بمونم...مهدی...مهدی جونم...الهی که قربونش برم...بیا دیگه...
بیوه زن
***
یا امام زمان آقا مهدی جان سلام. من معصومه 39 ساله از قم هستم. 3 سال است شوهرم را از دست داده ام. سرطان سینه گرفت و مرد. من ماندم و4 تا بچه ی قد و نیم قد ، بعد از آن هم نتوانستم با کسی ازدواج کنم. خودتان که بهتر می دانید اینجا به زن بیوه چگونه نگاه می کنند. خلاصه 2 ، 3 مرتبه هم صیغه ی این و آن شدم ولی بی معرفت تا تا حال و حول شان را می کردند ، مرا به امان خدا میگذاشتند و جیم میزدند. آخریش همین علی بود. مزاحم شدم تا مگر فکر به حال من بخت برگشته بکنید، پدر بالای سر بچه ه ایم نیست، خیلی تنهایم، دیگر تاب و توان ندارم. خسته شده ام.عکسم را برایتان ایمیل میکنم تا در صورت نیاز پیشتان باشد.
پیرزن
***
سلام ننه. الا 80 ساله چشمم به این inbox دوخته شده که بلکم یه جوابی ازت ببینم ، ولی انگار نه انگار. الانم که یه پام لبه گوره و هنوزم چشم انتظارتم. هزار تا ایمیل زدم ولی به یکیش جواب ندادی. ننه جون میتی دل این مادر پیرتو این آخر عمریه نشکون. تو که به صدیقه خانوم . اعظم خانوم ایمیل میزنی ، خودشون به من گفتن، نشون به اون نشون که گفته بودی به من حرفی نزنن ولیتو که خود بهتر از من زنا را میشناسی، ننه اگه جوابما ندی از دستت راضی نیستم.
ضعیفه ای معلوم الحال
***
آقا مهدی شما مارو مسخره کردی؟ شما کی میخوای ظاهر شی؟ قایم موشک بازیت گرفته؟ بابا اینجا هر روز یکی ادعای امام زمونی میکنه. من حرف کیو باور کنم؟ شما امام زمانی یا اینا؟ تکلیف مارو روشن کن بخدا.اصلن اگه شما صاحب زمانی ثابت کن. یه معجزه ای چیزی. این احمدی نژادم که ادعا کرد برا اثبات حرفش کیک زرد آورد، گفت اینم معجزه ی منه . حالا شما هم یه چیزی رو کن از خودت. فقط قربونت زود تر ...
پ.ن : متلک خودروی سواری به نیسان وانت: سهمیه تو بخورم جیگر

|